تحول و نواوری در سازمانها
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧  


مقدمه

در عصر حاضر سازمانها به صورت فزاینده ای با محیطهای پویا و در حال تغییر مواجهند و بنابراین، به منظوربقا و پویایی خود مجبورند که خود را با تغییرات محیطی سازگار سازند. به بیان دیگر با توجه به سرعت شتابنده تغییرات و تحولات علمی،تکنولوژیک، اجتماعی،فرهنگی و ... در عصرحاضر،سازمانهایی موفق و کارآمد محسوب می شوند که علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعه امروزی ، بتوانند مسیر تغییرات ودگرگونیها را نیز در آینده پیش‌بینی کرده و قادر باشند که این تغییرات را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده‌ای بهتر هدایت کنند ، چرا که به گفته تافلر «تنها با بهره گیری خلاقانه از تغییر برای هدایت کردن خود تغییرات است که می‌توانیم از آسیب شوک آینده در امان بمانیم وبه آینده ای بهتر و انسانی تر دست یابیم» (تافلر،1373, 500). با وجود این مشاهدات و مطالعات نشان می دهد که بسیاری از سازمانها نه تنها نوآور و خلاق نیستند بلکه حتی در هماهنگی با تحولات و پیشرفتها و تغییرات عصر حاضر نیز ناتوان مانده و اغلب با شیوه‌های ناکارآمد سنتی اداره می شوند.به عنوان نمونه «اندرو پتیگرو» پژوهشگر انگلیسی که در زمینه تصمیم‌گیریهای استراتژیک مطالعه کرده است ،از خصوصیات ایستای سازمانها حیرت زده شده است و به این نتیجه رسیده است که به رغم تغییر پیوسته شرایط دنیا ، اغلب سازمانها و شرکتها در 10سال گذشته زندگی می‌کنند و حدوداً 10 سال از شرایط دنیا عقب هستند(پیترز و واترمن،1372، 27).


کلمات کلیدی: تحول ،کلمات کلیدی: نوآوری ،کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: سازمان
 
مهندسی فرهنگ سازمانی تحول در سازمان رسانه ای
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 مهندسی فرهنگ سازمانی تحول درسازمانهای رسانه ای  

مقدمه

 فرهنگ سازمانی موضوعی است که به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است.امروزه به دنبال نظریات و تحقیقات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یکی از مباحث اصلی و کانونی مدیریت را تشکیل داده است. جمعیت‌شناسان، جامعه‌شناسان و اخیراً روان‌شناسان و حتی اقتصاددانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته و در شناسایی نقش و اهمیت آن نظریه‌ها و تحقیقات زیادی را به‌ وجود آورده و در حل مسائل و مشکلات مدیریت به کار گرفته‌اند. با بررسی که توسط گروهی از اندیشمندان علم مدیریت به عمل آمده فرهنگ سازمانی به‌عنوان یکی از مؤثرترین عوامل پیشرفت و توسعه کشورها شناخته شده است. به‌طوری‌که بسیاری از پژوهشگران معتقدند که موفقیت کشور ژاپن در صنعت و مدیریت یکی از علل مهم توجه آنها به فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازمانی به‌عنوان مجموعه‌ای از باورها و ارزشهای مشترک بر رفتار و اندیشۀ اعضای سازمان اثر می‌گذارد و می‌توان نقطه شروعی برای حرکت و پویایی و یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آید. فرهنگ سازمانی از اساسی‌ترین زمینه‌های تغییر و تحول در سازمانها و بخصوص سازمانهای رسانه ای است تهیه و ارائه طرح فرهنگ سازی با هدف ایجاد یک درک، زبان و علاقه مشترک از فرآیندهاو تحولات رسانه ها با تکیه بر ایجاد همسویی در اجرای  برنامه های استراتژی رسانه ای یک ضرورت جدی است در طرح فرهنگ سازی ما باید به دنبال این باشیم تا هیجان و انرژی ای که در سازمان وجود دارد در جهت مثبت هدایت شود مدیریت فرهنگ سازمان بر اساس همکاری مبتنی بر اعتماد متقابل اشاره به این مفهوم دارد که:

اولاً : عامل مهمی که در سازمان باید مدیریت شود فرهنگ است. فرهنگ همان الگوهای متداول ارزشها، نگرشها، باورها، پیش فرضها، انتظارات، فعالیتها، احساسات، و عواطف، و دستاوردهای هنری می باشد.                                                   

ثانیاً : مدیریت فرهنگ باید فعالیتی مبتنی بر اعتماد متقابل باشد یعنی مشارکت گسترده در خلق و مدیریت یک فرهنگ ، که هم ارضای خواسته ها و نیازهای افراد را در بردارد و هم بهترین راه برای تحقق اهداف سازمان را فراهم می سازد.                                       اتخاذ تدابیری برای هماهنگ سازی و همسو کردن فرهنگ سازمان شرایط محیط ، استراتژی و تکنولوژی د ر سازمانهای رسانه ای از اواویتهای ضروری امروز محسوب میگردد از اهداف مهم این طرحها این است که براساس شناخت بدست آمده از تحقیقات گذشته و وضعیت موجود، جریان مقاومت در برابر تغییر را کاهش و میزان هماهنگی و همکاری های مورد نیاز جریان تغییر در سازمان را افزایش دهد و در مجموع فرهنگ انسجام و همگرایی همه جانبه در تمامی ارکان سازمان را بعنوان بستری مناسب برای تحقق اهداف برنامه های استراتژیک و مدیریت و رهبری تغییر سازمان نهادینه و توسعه بخشد  

 

مجتبی رکنیان- ۱۳۸۶

 

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی: رسانه ،کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: تحول ،کلمات کلیدی: سازمان
 
نقش مدیریت رسانه در رشد و توسعه جامعه
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

نقش مدیریت  رسانه در رشد و توسعه جامعه

مقاله مجتبی رکنیان 30/1/1387

قسمت اول : آشنایی با نظریات والگوهای حاکم برموضوع ارتباطات و توسعه:                                   
سوال های اصلی
1- مدیریت رسانه یک ضرورت برای گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن است.
2- مدیریت رسانه تحت تأثیر عوامل خاصی در فرآیند مدرنیته تأثیر گذار است.

نظریات والگوهای حاکم برموضوع ارتباطات و توسعه:                                    

الف: دو رویکرد در مطالعات ارتباطی
1- وسایل ارتباطی                                                                 (مک لوهان، ژان کلوتیه و رایزمن)
2- پیام های ارتباطی
نظریه تزریقی، استحکام، برجسته سازی، وابستگی متقابل، شکاف آگامی، نظریه کاشت، میانجی، نظریه های انتقادی و رادیکالی، نظریه های هنجاری(استبدادی، رسانه های آزاد، مسئولیت اجتماعی دنیس مک کوئیل)، سوسیالیستی، توسعه بخش و مشارکت دموکراتیک

مطبوعات در دیدگاه گوستاولوبون: (1931-1841)
1- از دست رفتن تسلط آموزش های کهن
2- رشد قدرت توده ها
3- طرح عقاید متنوع و متفاوت از سوی نشریات

گابریل تارد و مطبوعات:
مطبوعات سبب رشد همگان می شوند که عمده ترین خصوصیات آن عبارتند از:
جمع نامجاورات، کنش و واکنش ها .دیر... شکل می شود(پراکنده بودن جمع)، عقلانیت همگان، عمدتاً به جوامع صنعتی اختصاص دارد.

تونیس و مطبوعات:
مطبوعات با ساختن افکار عمومی، جهان را به سویی می برند که در آن کثرت دولت ها در حکومتی جهانی، تضعیف شده و از میان خواهد رفت و نهایتاً جامعه ای بین المللی به وجود خواهد آمد. آنها می توانند وقایع را به سرعت بسازند و اشاعه دهند و به صورت غذاهای دلچسب برای جامعه درآورند.

ماکس وبر و مطبوعات:
1- عاملی جدید در قدرت اجتماعی اند؛
2- نقش تازه ای در سرمایه گذاری و گردش ثروت در جامعه دارند؛
3- مطبوعات، افراد را به جامعه می شناساند.
ماکس وبر می گوید:
1- چگونه مطبوعات می خواهند انسان مدرنی بسازند؟
2- ارزش های فرهنگی فرا فردی مؤثر بر مطبوعات چیست؟

مارکوزه و مطبوعات:
فرهنگ بسته بندی شده از سوی مطبوعات ارائه می شود. مار کوزه با تفکیک «خواست های راستین» بشر از «خواست های کاذب» نقش مطبوعات را پس زدن خواست های راستین به ضمیر ناخود آگاه و دامن زدن به خواست های کاذب چون خورد خواب وشهوت......... می داند.

یورگن هابرماس و مطبوعات:
گستره همگانی و نقش نشریه ها و روزنامه در سده هیجدهم میلادی بسیار چشمگیر است. او می گوید: تمایز میان عقیده فردی و افکار عمومی، نباید موجب سرکوب عقیده و آزادی بیان شود. درست است که عقیده همگان فراتر از خواست ها، نیازها، اشتیاق ها و باورهای فردی می رود، اما نمی توان به نامش سرکوب عقاید فردی را پذیرفت، بلکه باید ارزیابی و ارزش گذاری آنها پرداخت.

منطق گفت وگو در حد نهادهای گستره همگانی
نظریه های هنجاری
نظریه های هنجاری، بیشتر به تشریح بایدها و نبایدهای حاکم بر وسایل ارتباط جمعی در شرایط مختلف می پردازد و این که چگونه هنجارهای حاکم بر جامعه بر ساخت و کارکرد رسانه ها تأثیر می گذارد.
«دنیس مک کوئیل» این نظریه ها را به شش گروه تقسیم می کند:
1
) تئوری استبدادی Authoritarian Theory
2) تئوری رسانه های آزاد
Free Press. T
3) تئوری مسئولیت اجتماعی
Social Responsibility. T
4) تئوری رسانه های شوروی
Soviet Media. T
5) تئوری رسانه های توسعه بخش
Development Media. T
6) تئوری مشارکت دموکراتیک
Democratic-Participant Media. T


1. تئوری استبدادی:                                                                                             در این نظریه، رسانه ها نقش آمرانه ای برای اعمال قدرت در جامعه دارند. استقلال نداشتن رسانه ها و وابستگی آنها به نظام دولتی، از جمله ویژگی های این گونه رسانه هاست. برپایه این نظریه، حقیقت و قدرت، دو روی یک سکه اند و هرچه افراد به کانون قدرت نزدیک تر باشند، دسترسی آنها به حقیقت نیز بیشتر است. در واقع، پیوند حقیقت و قدرت، توجیهی است برای هدایت مطبوعات از بالا.
مالکیت مطبوعات به طورعمده در دست دولت است و هرگونه اعتراض و انتقادی به مثابه تهدیدی برای امنیت و ثبات دولت به شمار می رود.

اصول اصلی(بایدها):
1. رسانه ها نباید کاری کنند که سبب تحلیل رفتن دولت موجود گردند یا برای نظام مزاحمت ایجاد کنند.
2. رسانه ها باید تابع قدرت باشند.
3. رسانه ها باید از توهین به ارزش های عمومی، حاکمان و ... بپرهیزند.
4. برای اجرای اصول فوق، اعمال سانسور موجه است.
5. حمله به دولت، انحراف از سیاست های رسمی و ... جرم محسوب می شود.
6. نفی استقلال روزنامه نگاران و رسانه ها.

اشکال کنترل دولت بر مطبوعات:
- وضع قانون؛
- کنترل بدون واسطه تولیدات؛
- وضع مالیات و انواع مجازاتهای اقتصادی؛
- واردات کنترل شده رسانه های خارجی؛
- حق دولت درانتصاب اعضای سردبیری؛
- معلق نگه داشتن انتشار.

2. تئوری رسانه های آزاد:                                                                                                                در این نظریه که ریشه در انقلاب کبیر فرانسه دارد، اصل بر آزادی اظهارنظر و انتقاد است. تأکید عمده بر آزادی برای مبارزه با استبداد، کاهش اختلاف درجامعه، اصلاح اشتباهات و... از جمله ویژگی های این نظریه می باشد؛ از این رو محدودیت و سانسور ممنوع بوده و انتشار هرگونه عقیده درست یا نادرست، مجازاست. سانسور وکنترل افکار، ناگریز به زیان حقیقت تمام می شود افراد تنها زمانی می توانند حق و باطل را از یکدیگر تمیز دهند که به هر دو دسترسی داشته باشند. هرگونه محدودیتی که ازسوی دولت بر بیان آزاد افکار و عقاید اعمال شود، درواقع تضییع حقوق شهروندان است ولذا بهترین خدمت دولت به مردم، عدم مداخله در رسانه هاست.

اصول اصلی(بایدها):
1. امر نشر باید درمقابل هرگونه مداخله و سانسور، حمایت شود.
2. نشر وتوزیع باید برای هر فرد یا گروه، بدون مجوز یا پروانه مجاز باشد.
3. حمله به دولت، مقام دولتی با حزب سیاسی حق پس از وقوع، نباید مجازات درپی داشته باشد.
4. در انتشار نباید اجباری وجود داشته باشد.
5. از نشر «خطا واشتباه» باید به همان اندازه نشر «حقیقت و درست» در زمینه های فکری- عقیدتی حمایت شود.
6. نباید با وضع قوانین، بر مجموعه اطلاعات آماده برای نشر، محدودیتی اعمال شود.
7. نباید بر صادرات و واردات یا ارسال و دریافت پیام های فرامرزی، محدودیتی اعمال شود.
8. روزنامه نگاران باید از استقلال حرفه ای برخوردار باشند.

3. تئوری مسئولیت اجتماعی:                                                                                              در این نظریه، اصل بر ایجاد پیوند میان «استقلال رسانه ها» و «وظایف و مسئولیت اجتماعی» آنهاست که تأکید می کند رسانه ها باید درهمین پاسخ گویی به نیاز مخاطبان، برابر فعالیت های خود مسئولیت نیز داشته باشند و وظایف اجتماعی خود را محدود به گیرندگان پیام یا مالکان رسانه ها ندانند. مضمون اصلی این نظریه این است که آزادی و مسئولیت (تعهد) دو روی یک سکه اند وهمانطور که مطبوعات حق دارند از دولت و سایرنهادها انتقاد کنند، مسئولیتی نیز درقبال مصالح و منافع ملی وامنیتی و پاسخ به نیازهای جامعه دارند. مطابق این نظریه، دسترسی عموم به اطلاعات صحیح بر دسترسی مطبوعات به آزادی کامل بیان برتری دارد.

اصول اصلی(بایدها):
1. رسانه ها باید برخی التزام های عملی نسبت به جامعه را بپذیرند این التزام ها با درنظرگرفتن معیار توانایی اطلاع رسانی بالا یا حرفه ای، درست، دقیق، مبتنی بر واقعیت و متعادل تعیین می شوند.
2. درعین پذیرش و کاربرد این التزام ها، رسانه ها باید خود تنظیم کننده باشند در داخل چارچوب حقوقی و نهادهای ایجاد شده.
3. رسانه ها باید از هرچه که به جنایت، خشونت، بی نظمی اجتماعی و توهین به اقلیت ها منجرمی شود، پرهیز کنند.
4. رسانه ها باید به طورکلی کثرت گرا و انعکاس دهنده تنوع های درون جامعه باشند و امکان دسترسی به دیدگاه های گوناگون و نیز زمینه پاسخ گویی متقابل را فراهم کنند.
5. جامعه و مردم حق دارند خواهان تضمین اجرایی محکمی جهت ممانعت از مداخله رسانه ها درامور مربوط به امنیت ملی باشند.
6. رسانه ها باید به همان اندازه که نسبت به مالکان و بازار احساس مسئولیت می کنند نسبت به جامعه نیز مسئول باشند.

4. تئوری رسانه های شوروی سابق: اساس این نظریه براین است که تمام رسانه ها باید تحت کنترل «طبقه کارگر» و درنهایت حزب کمونیست باشد. از این رو، رسانه به طورعمده باید یکدست بوده و تعارض های سیاسی درجامعه را منعکس نکنند. علاوه بر این، از پیش فرض های ذهنی مارکسیستی در انعکاس رویدادهای خبری استفاده کنند. طبق این نظریه، مطبوعات درشکل گیری جامعه و حرکت به سمت کمونیسم، نقش مثبتی ایفا می کنند و از این رو، در اموری چون: سوسیالیزه کردن، کنترل غیررسمی اجتماعی و بسیج همگانی به سمت هدف های اجتماعی و اقتصادی از پیش تعیین شده، وظایف مهم و متعددی دارند.
طبق این نظریه، برای حمله رسانه ها به دولت، مجازات و سانسور امری موجه است. رسانه ها باید درخدمت وکنترل طبقه زحمت کش باشند و نباید با مالکیت خصوصی اداره شوند.

اصول اصلی (بایدها):
1. رسانه ها باید درخدمت و کنترل طبقه زحمت کش باشند.
2. رسانه ها نباید با مالکیت خصوصی اداره شوند.
3. رسانه ها باید با سوسیالیزه کردن جامعه، تعلیم و تربیت، اطلاع رسانی، ایجاد انگیزه وبسیج همگانی، خدمات مثبتی انجام دهند.
4. رسانه ها باید ازطریق عمل به وظایف خود درقبال جامعه، پاسخ گوی نیازها و خواسته های مخاطبانشان باشند.
5. جامعه حق دارد پس از وقوع هر حادثه ای، استفاده از سانسور و دیگر تدابیر قانونی درجهت مجازات یا جلوگیری از چاپ و نشر رسانه هایی که برخلاف مصالح اجتماعی عمل می کنند، اقدام کند.
6. براساس اصول مارکسیست- لنینیستی، رسانه ها باید تصویری کامل وعینی از جامعه و جهان ترسیم نمایند.
7. اهداف و آرمانهای روزنامه نگاران باید منطبق بر عالی ترین مصالح جامعه باشد.
8. رسانه ها نباید تحت مالکیت خصوصی باشند.

5. تئوری رسانه های توسعه بخش:                                                                                                   این نظریه که بیشتر درکشورهای جهان سوم شکل گرفته است، واکنشی نسبت به جریان مسلط اخبار و عدم تعادل اطلاعات است. درمباحث دهه هفتاد یونسکو، بر این نظریات تأکید زیادی شده است که اساس آن بر بهره گیری از رسانه ها درجهت توسعه، تحکیم استقلال و هویت فرهنگی، کم کردن روند تجاری شدن ارتباطات، عدم استفاده از زور و اجبار در رسانه ها و دو سویه کردن جریان بین المللی اخبار است. مدافعان این نظریه معتقدند که چون کشورهای درحال توسعه، الزامات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خاص خود را دارند و رسانه ها باید وظایف توسعه ای مثبتی را دنبال کنند طبعاً نباید از الگوی آزادی گرایانه غربی پیروی کنند. اصطلاح ژورنالیسم توسعه ای بدین معناست که نقش رسانه ها باید حمایت از منافع ملی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی و اهدافی چون هویت ملی، ثبات و وحدت فرهنگی باشد.

اصول اصلی(بایدها):
1. کمک مطبوعات به اجرای هدف های توسعه
2. استفاده از رسانه ها برای حفظ هویت فرهنگی
3. استفاده از مشارکت عمومی و خلق پیام
4. درهم آمیختن آزادی با مسئولیت ازسوی پیام آفرینان
5. آزادی براساس اولویتهای اقتصادی و نیازهای توسعه
6. اولویت برای زبان و فرهنگ ملی
7. اولویت برای انتشار اطلاعات مربوط به کشورهای درحال توسعه
8. مداخله و یا محدودکردن رسانه ها از سوی دولت به نفع هدف های توسعه
9. کنترل غیرمستقیم از طریق سوبسید و شیوه های دیگر
10. نفی استبداد داخلی
11. نفی سلطه خارجی

6. تئوری مشارکت دموکراتیک:                                                                                               این تئوری برپایه مشابهت هایی با تئوری رسانه های توسعه بخش شکل گرفته است، با این تفاوت که درجوامع لیبرال جایگاه بیشتری دارد. این تئوری با ایجاد جامعه توده وار مخالف است و درمقابل، از حق کاربرد رسانه ها درمقیاس های کوچک اجتماعی دفاع می کند. به عبارت دیگر، به جای مخاطبان کلان طرفدار مخاطبان خرد است عکس العملی در برابر تمرکز گرایی تجاری و اقتصادی و رسانه هاست. این نظریه از تنوع رسانه ای، کوچک بودن مقیاس آن، سهولت تبادل آرا بین منبع پیام و گیرنده پیام، محلی بودن انتشار و پیوندهای افقی ارتباطات درسطوح مختلف جامعه پشتیبانی می کند.

اصول اصلی(بایدها):
1. توسعه رسانه های جماعتی وکوچک از سوی گروه ها، سازمان ها، اجتماعات محلی و...
2. وجود ارتباط افقی به جای ارتباط عمودی
3. شکل گیری محتوا براساس خواست مخاطب
4. بی طرفی
5. کثرت رسانه ها و پیام
6. عدم تمرکز رسانه ها
7. نفی کنترل دولتی بر رسانه ها
8. انکار و مخالفت با شکل گیری رسانه های بزرگ و یک سویه

الگوهای خوش بینانه ارتباطات و توسعه
1. نظریه نوسازی دانیل لرز
2. مدل اشاعه اورت راجرز (ارتباطات میان فردی)

الگوهای بدبینانه ارتباطات و توسعه
1. الیوت: ارتباط جمعی ارتباط نیست
2. اندرسون وحی یر: فاصله دنیای تولیدکنندگان و مخاطبان
3. خوان دیاز بودردنو: خواستار ترکیب الگوی کلاسیک اشاعه با نظریه بصیرت پائولو فریره شد.
4. پائولو فریره: اصل اساسی تفکر او برمحاوره قرار دارد پائولو فریره برزیلی از مشهورترین منتقدان در حیطه ارتباطات توسعه است.
مردم درکنار علاقه مندی شان به دریافت پیام به همان میزان نیازمند و علاقه مند به انتشار و انتقال اندیشه های خود به دیگران هستند و این بیان به منزله طرح یک «فراگرد ارتباطی مشارکتی» است. در این رویکرد، محاوره عامل دست یابی به آزادی است و فراگردهای ارتباطی فاقد مشارکت و محاوره به از خودبیگانگی منجر می شوند. در این رهیافت تماس و ارتباط واقعی هنگامی شکل می گیرد که با همگرایی و اعتماد دو طرف ارتباط همراه باشد.
5- هانس مگنوس: ارتباطات سر کوبگر و آزادی بخش
استفاده سرکوب گرانه و آزادی بخش و توسعه گرا از مطبوعات
استفاده سرکوب گرانه استفاده آزادی بخش و توسعه گرا
برنامه کنترل شده متمرکز برنامه غیرمتمرکز
انتقال دهنده یک نفر، پیام گیر متعدد تحرک بخش به توده ها
رفتار راهنمایی مصرف کنندگان کنش متقابل ازسوی شرکت کنندگان
غیرسیاسی شدن پس خورد
تولید به دست افراد غیرمتخصص سیاسی شدن(فراگرد آموزش)
نظارت مالکان یا دیوان سالاران اداری نظارت اجتماعی ازطریق سازمان داده به خود
6- سیس هاملینگ: ارتباطات سرکوب گر و آزادی بخش
هربرت شیلروجان گالتونگ، کشورهای مرکز و پیرامون                                                                                    7- دنیس مک کوئیل: رویکردهای اشتباه در ارتباطات جمعی:
1- پدرسالاری قیم مآبانه گرایی (فقط آموزش بدهد)                         2 - خاص گرای(فقط برای گروهی ازمخاطبان) 3- حرفه ای گرایی(بیشتر از همه می دانند) 4- سنت گرایی(آیین باوری)
(چیزی جز آنچه مخاطب را درگذشته خشنود کرده است ارائه نمی کنند).

 

 


تعریف مدیریت                                                                                                                        مدیریت معادل واژه انگلیسی (
management) به مفهوم علم و هنر اداره کردن سازمان های  اجتماعی به کار برده می شود لذا این واژه در دهه 1590-1600 وارد زبان انگلیسی شد واز این تاریخ رایج شده است. علم مدیریت در دنیای امروز به سبب نتایج ارزشمند که به کار   گیری صحیح آن برای سازمان های مختلف در پی داشته از رشد و توسعه چشمگیری بر خودار شده است. امروزه بسیاری از نظریه پردازان واندیشمندان توسعه،مدیریت را مهم ترین رکن تحول و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی جوامع دانسته و بر این اساس،برای رشد و گسترش آن، سرمایه گذاری های قابل توجهی کرده اند. در تعریف مدیریت نظرگاه های مختلفی به چشم می خورد. برخی از بزرگان این علم نظیر "جرج موریس" می گوید:"مدیریت را می توان علم و هنر متشکل کردن و هماهنگ نمودن و رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی به منظور نیل به اهداف مطلوب، با حداکثر کارآیی تعریف کرد.
در مجموع دیدگاه های مختلف در باب مفهوم مدیریت گویای آن است که مدیریت ترکیبی است از هنر و علم و مرز میان این دو بدین صورت تبیین می شود که برای اداره سازمان های اجتماعی بایستی با تئوری ها و اصول و روش های علم مدیریت آشنا بود و در واقع علم مدیریت را صحیح آموخت و بعد در به کارگیری این علم بایستی از قابلیت های فردی یا هنر اعمال مدیریت و بهره جست. از این رو آشنایی با اصول علم مدیریت و همچنین هنر به کارگیری علم به خصوص در اداره منابع انسانی لازمه اداره مطلوب سازمان های اجتماعی است.
علاوه بر این مدیر می باید جدای از برخورداری از توانمندی های عام مدیریتی در زمینه موضوع فعالیت سازمان خود نیز از دانش و نگرش لازم و کافی برخوردار باشند. در هر سازمانی، مدیر وظایی برعهده دارد که برای اجرای این وظایف، احتیاج به کسب مهارت های خاص است که باتوجه به سطوح مدیریت وظایف مذکور از اهمیت و درجه اعتبار متفاوتی برخوردارند. بر این اساس مهارت های لازم برای اجرای این وظایف نیز از اهمیت کمابیش متفاوتی برخوردار است. با توجه به توضیحات مربوطه در اینجا لازم است به اختصار درباره  موارد برجسته ای نظیر: وظایف مدیران، مهارت های مدیریتی و سطوح مختلف آن مطالبی ارائه شود.

مدیریت: (management):
در فرهنگ دقیق و معتبر راندوم هاوی"
Randomhouse" (به سال 1983 ص 1166 مدیریت "Management" چنین بیان شده)
به عبارتی مدیریت عمل یا شیوه اداره کردن، هدایت کردن، کنترل کردن و یا در دست گرفتن.
به عبارتی توانایی در اداره کردن، توان اجرایی، قادر بر اجرائیات.
جالب این که واژه مدیر "
manager" در دهه 1580 - 1590 یعنی یک دهه زودتر از واژه مدیریت وارد زبان انگلیسی شده است. و نیز در فرهنگ مدرن و جامع این کار تا "Encarta2001" واژه Management چنین عنوان شده
که تقریبا همان تعریف را ندوم هاس ولی با دقت افزون تر می باشد.


تعریف رسانه :                                                                                                                                                                        رسانه"
media" تعریف رسانه و فرهنگ ها و منابع مختلف فارسی و انگلیسی تعاریف مختلفی دارد که در اینجا به ذکر چند نمونه بسنده می کنم در فرهنگ عمید (1364،ص1234) به عنوان حسرت، اندوه و افسوس می باشد حال آن که در فرهنگ اندیشه نو: (بیرشک و دیگران1372:ص404) رسانه به عنوان اصطلاحی کلی برای اشاره به سیستم ها یا دستگاه های انتقال اطلاعات و یا سرگرمی به کار برده می شود مانند: روزنامه،رادیو، تلویزیون،  فیلم، کتاب و نوار.
جمع رسانه
medium در فرهنگ الفبایی قیاسی زبان فارسی (مشیری، 1371ص502) به عنوان مجموع ابزار ها و روش هایی که برای ارتباط اجتماعی و شخصی به کار می ر وند آورده شده. از این لحاظ و با توجه به نوع ارتباط، به دو گروه کلی تقسیم می شوند:
الف: رسانه های شخصی
ب: رسانه های جمعی
از سوی دیگر، از نظر مفهومی، رسانه ها به دو گروه تقسیم می شوند.
-1 رسانه های منطقی که شامل تبلیغات و روابط عمومی، روزنامه نگاری، اطلاع رسانی به زبان نوشتار، زبان گفتار و...
-2 رسانه های فیزیکی شامل روزنامه و تلویزیون و رادیو و....

رسانه جمعی: media   mass
تعریف " رسانه جمعی در مراجع مختلف و ماخذ فارسی خود داستان دیگری دارد، متاسفانه بسیاری از آن ها این واژه  را به طور مطلق ندارند. حتی درس نامه های رسمی نیز تعریف درستی از این مفهوم ارائه نکرده اند. معادل هایی که در برابر واژگان
mass media  گذاشته شده است را رسانه های گروهی،رسانه های جمعی، رسانه های همگانی و وسایل ارتباط جمعی است که رسانه ای گروهی نادرست می باشد و مقبولیتی ندارد. در فرهنگ روزنامه نگاری (محمدی فر1379ص202)این واژه تحت عنوان اطلاعرسانی و رسانه شناسی; اصطلاحی کلی به معنای مجموعه ابزارها و روش هایی که برای ایجاد ارتباط با مخاطبان  انبوه به کار رفته است. رسانه های جمعی را به پنج گروه کلی می توان تقسیم نمود:
رسانه های چاپی مانند روزنامه، مجله و کتاب
رسانه های پخش مانند رادیو، تلویزیون، متن نما و سیستم صوتی عمومی فرودگاه ها و پارک ها.
رسانه های کامپیوتری مانند اینترنت و بانک اطلاعاتی(
line  on 
رسانه های خیابانی مانند پوستر های تبلیغاتی خیابان ها و بدنه های اتوبوس هاو تابلو های خیابانی
وظایف مدیران: به نظر نظیریه پرداز معروف مدیریت "هنری فایول" مهمترین وظایف یک مدیرکه از طریق انجام مطلوب آن ها قادر به اداره سازمان خواهد بود به شرح ذیل می باشد:
1 - برنامه ریزی(
planning ):                                                                                                                                                                             
عبارت از فرایند تعیین برنامه هایی برای انجام یک سری فعالیت ها جهت دستیابی به مقاصد مورد نظر می باشد برنامه ریزی شامل تعیین اهداف، وضع خط و مشی هاو تبدیل هدف به صورت برنامه عملیاتی و چگونگی اجرا و کنترل آن است ودر سطوح مختلف مدیریتی معنا و کاربرد خاصی دارد.
2 – سازماندهی(
organizing)):                                                                                                                          
فرایند تقسیم کار و تعین ارتباط و وظایف هر شغل با مسئولیت و اختیارات آن و تعیین چگونه گزارش دهی و گزارش گیری بین واحد ها و قسمت های مختلف یک سازمان
3- کنترل(
control) :
                                                                                                                      مقایسه و تشخیص فعالیت های انجام شده با ملاک هاو استانداردهای از قبل تعیین شده، برای کسب اطمینان از صحت انجام فعالیت هاو در صورت لزوم انجام اصلاحات لازم. امروز علاوه بر کنترل های گذشته نگر،در حین اجرا وآینده نگر مفهوم خود کنترلی در ادبیات مدیریت،جایگاه ویژه ای یافته است در این مفهوم هر فرد بر اساس علایق و ارزش های خویش به حدی برحسن انجام فعالیت های خویش تاکید می کند که نیاز به کنترل دیگری ندارد وخود به کنترل فعالیت های خویش می پردازد.
4- هدایت و رهبری(
leading)                                                                                                             
 به معنی آشنا کردن افراد با وظایف محوله و ایجاد ارتباط عاطفی و صمیمی با کارکنان و تحریک انگیزه ها و نفوذ در قلب و ذهن افرادمی باشد به گونه ای که تضادهاو تنش هاحل گرددو افرا د با علاقه کامل، به کار و فعالیت در سازمان بپردازند.
5- هماهنگی(
codinating )                                                                                                               
به معنای ایجاد نظم و یکنواختی و هماهنگی بین فعالیت هاو بخش های مختلف سازمان،برای دستیابی به اهداف سازمان است. مرحله هماهنگی معمولا پس از سازماندهی و تقسیم وظایف،موضوعیت می یابد و از طریق گوناگونی نظیر برگزاری جلسات مشترک بین مدیران واحد ها وصدور بخشنامه و دستورالعمل ها و نظایر آن عملی می گردد.
اکنون با توجه به وظایفی که یک مدیر برعهده دارد، به بحث درباره ویژگی های لازم برای اداره بهینه سازمان ها و وظایف مدیریتی می پردازیم.
مهارت های مدیریتی:                                                                                                                     در این خصوص رابرت کانس (
kats.L.R
) به سه مهارت کلی اشاره می کند. این مهارت ها که جز» ویژگی های قابل پرورش مدیران می باشد و در نحوه وظایف مدیر تجلی می یابد به اختصار ذکر می گردد.
الف)مهارت های فنی(
skills technical) :                                                                                      قابلیت بهره گیری و استفاده از تکنیک ها،روش ها و رویه های عمل برای انجام یک وظیفه خاص را مهارت های فنی می نامند. به بیان دیگر مهارت های فنی گویای توان و تسلط مدیر بر انجام فعالیت های خاصی است که این خود به معلومات تخصصی،تسلط در استفاده از ابزار و شیوه های تولید کالا و خدمات و قدرت تجزیه و تحلیل بر می گردد.
ب) مهارت های ادراکی (
skills conceptual) :                                                                                  
به معنای قابلیت درک و تلقی موسسه به عنوان یک واحد کل و همچنین درک روابط بین اجزای سیستم تحت مدیریت می باشد.
یک مدیر بایستی از درک و ظرفیت ذهنی بالایی برخوردار باشد و بتواند روابط درونی و بیرونی سازمان خود را تجزیه و تحلیل کند و تصمیمات مقتضی و مطلوب بگیرد.
ج) مهارت های انسانی(
skills human) :                                                                                      به معنای قابلیت ایجاد ارتباط،ادراک،ایجاد انگیزه و هدایت کارکنان سازمان می باشد داشتن چنین مهارتی،مدیر را در ایجاد تفاهم بین کارکنان و بین خود با آنان یاری می بخشد. مدیرانی که مهارت های انسانی بالایی دارند در فعالیت های سازمانی موفق ترند که این مهارت برای تمامی سطوح به میزان خود لازم است.

  

سطوح مدیریت:
با عنایت به حیطه مسئولیت و محدوده تصمیم گیری و نقش محوله به مدیران در هر سازمان، سه سطح از مدیریت قابل تشخیص و تعریف است این سطوح عبارتند از:
1- مدیران عالی یا ارشد: مدیرانی که در سطح عالی مدیریت می کنند، غالبا به سیاستگذاری و تصمیم گیری های اساسی و کلان در محدوده سازمان خود می پردازند و ارتباطات بیرونی سازمان را بر عهده دارند. اعضای هیئت مدیره، مدیر عامل و مدیران کل و قائم مقام آنان در این گروه از مدیریت قرار دارند. 
2- مدیران میانی: این گروه از مدیران سیاست ها و برنامه های کلان سازمان را قابل اجرا می کنند. در واقع مدیران میانی عمدتا به فعالیت های برنامه ریزی در محدوده فعالیت خویش می پردازند. معاونان مدیر عامل یا معاونان سازمان مدیران دفاتر در گروه مدیران گروهی قرار دارند.
3- مدیران سرپرست (اجرایی): این گروه از مدیران در اجرا کنندگان برنامه های سازمان، مدیریت می کنند و لذا از آن ها به عنوان مدیران عملیاتی یا سرپرست نام برده می شود. مدیران رده عملیاتی یا سرپرستی عموم در سطح خود تصمیم می گیرند و با تکنیک ها و شیوه های انجام کار آشنایی بیشتری دارند این گروه ارتباط بسیار کمی با لایه های بیرونی سازمان  دارد و غالبا سرو کار این گروه با کارمندان یا کارکنان می باشد. مسئول یا رئیس قسمت ها مدیر گروه یا نظایر آن  در این گروه می گنجند.
همانند هر سازمان دیگری، در سازمان ها و مراکز رسانه ای هر سه دسته از مدیران یاد شده به فعالیت مشغول هستند و با توجه به نوع فعالیت و وسعت سازمان خود به سیاستگزاری، برنامه ریزی و یا نظارت بر اجرا می پردازند. شایان ذکر است که تعیین سطح مدیریت هر مدیر بر اساس نمودار تشکیلاتی سازمان ها و نوع وظایف محوله انجام می گیرد همچنین از این نکته نباید غافل شد که سازمان ها نیز سطوحی دارند که از سطح مرکز تا اداره محدودی در شهرستان ها را شامل می شود. واضح است که در یک دید کلان بین قابلیت های لازم یک مدیر عالی در سطح مرکز و یک مدیر عالی در سطح شهرستان تفاوت وجود دارد.

ویژگی های مدیریتی:
امروزه توسعه، تحول و پیچیدگی اداره سازمان های مختلف، لزوم برخورداری مدیران از توانایی ها، و مهارت های خاص مدیریتی را بیش از پیش مطرح کرده است. شاید در دوران قبل از وقوع انقلاب صنعتی و تاثیر آن بر جامعه ما با تحولات ناشی از کشف نفت و ورود درآمدهای نفتی آن به اقتصاد ایران پدیده مدیر- مالکی و یا مدیریت ساده و غالبا آمرانه در اداره سازمان های مختلف امکان پذیر بود لیکن با گذشت ایام و تحولات اجتماعی - سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی در عرصه های مختلف - همانند گذشته - اعمال مدیریت آمرانه و غیر حرفه ای معنا و کاربرد خویش را از دست داده است.
اصولا کار آیی و ثمربخش سازمانی تا حد قابل ملاحظه ای به نحو مدیریت و طبیعتا به خصائص مدیریتی وی بستگی دارد. بنابراین مدیران در هر سطح از مدیریت و یا هر سازمانی بایستی به دانش، بینش و مهارت های لازم به منظور اداره بهینه سازمان ها مجهز شوند.

پایبندی و عشق به فرهنگ ملی:
فرهنگ ملی هویت یک ملت و جامعه و دستاورد تلاش های آن در طول تاریخ و سرمایه ی بزرگ یک ملت برای حرکت و سازندگی و شکوفاسازی استعدادهای مردم است. سرمایه ای است ارزش مند و گران بها که بدون تکیه بر آن، پی ریزی هر گونه بنایی غیر ممکن است و سرمایه ای که جایگزینی برای آن نیست زیرا که محصول تاریخ زندگی و تفکر و تلاش یک ملت را نمی توان به سرعت متحول کرد و چیز جدیدی به جای آن قرار داد.
عشق و پایبندی به فرهنگ ملی در فرهنگ خودی و عدم شیفتگی در برابر فرهنگ های بیگانه و همچنین ثبات و متانت فکری و اجتناب از تحیر و سرگشتگی فکری و رسانه آی را باعث می گردد و به مدد آن تبیین راه و رسم رسانه ای امکان پذیر می باشد عشق و پایبندی به فرهنگ ملی نیرویی است که حفظ و حراست از فرهنگ ملی را به عهده خواهد گرفت و با این نیرو است که توان و تعصب منطقی لازم برای اجتناب از برخورد منفعلانه در مقابل سایر فرهنگ ها و همچنین عوامل مخل رشد سازمان و تکامل رسانه ای ایجاد می شود.برای مدیران رسانه  ای نداشتن عشق و پایبند نبودن به فرهنگ ملی موجب عدم تعمق در شناخت رسانه و فرهنگ و مسائل رسانه ای و در نتیجه مقایرت برنامه های رسانه ای با فرهنگ ملی و بی اثر ماندن فعالیت های برنامه ریزی شده و یا حتی مخرب شدن این برنامه  ها می گردد. از سوی دیگر تعلق به فرهنگ ملی، تامین کننده نیروی آفرینش های هنری و همچنین نوآوری و خلاقیت های فکری در زمینه رسانه بر پایه فرهنگ ملی و در نتیجه پرباری و بالندگی روز افزون رسانه خواهد شد.
فرهنگ ملی محوری برای اتحاد و انباشت نیروها و ایجاد نشاط و حرکت عمومی در جهت سازندگی است و این عشق و پایبندی به فرهنگ است که افراد را حول این محور گرد می آورد. براین اساس برای مدیران رسانه ای برخورداری از عشقی سرشار به ارزش های ملی و تقویت پایبندی خود و دیگران به فرهنگ ملی گامی مهم در جهت ایجاد هماهنگی بین خود و مردم در اجرای برنامه های رسانه ای است. آن گروه از مدیران رسانه ای که فاقد این تعلق درونی می باشند به عنوان سفیران فرهنگ های دیگر عمل می کنند و عملای موجب از بین رفتن فرهنگ کهن و پر محتوای ایرانی خواهند شد. امروزه با توجه به ارتباطات پیچیده و سریع و گسترده ی جهانی و همچنین طرح تئوری های جدید رسانه ای در جهت ساست های جهانی مسائلی مانند دهکده جهانی و رویارویی تمدن ها و غیره مطرح شده اند که سیاست گزاران رسانه ای در ممالک مختلف جهان را به اتخاذ تدابیر متفاوت رسانه ای در تقابل و یا همراهی با این تئوری ها وا داشته است.
مدیران رسانه ای با شناخت روند تحولات رسانه ای جهان می توانند جایگاه فرهنگ خویش را در این فضای گسترده تشخیص دهند و در جهت تحقق سیاست های کلی رسانه ای جامعه ی خویش اقدام کنند. در این راستا مدیران رسانه ای بایستی به شناخت این تحولات و شناخت اهداف دیگر ملل و سیاستگزاران رسانه ای مسئولان و مدیران دیگر کشورها همت و تلاش نمایند چرا که اگر این شناخت  صورت نگیرد سر در گمی و اتخاذ سیاست های نا درست و متناقض رسانه ای و تاثیرپذیری آگاهانه یا ناخود آگاهانه از فرهنگ های غیر خودی امکان پذیر خواهد شد.
با شناخت روند تحولات جهانی فرهنگ می توان به سیاست های رسانه ای مناسب در تبادل رسانه ای و همچنین انتخاب کشورهای همسو در این گستره برای این تبادلات دست یافت. در دنیایی که ارتباطات گسترده به عنوان عامل انتقال آگاهی ها و همچنین تبادل فرهنگ ها در طیفی گسترده و خارج از حوزه برنامه های رسانه ای مدیران اظهار وجود می کند لازم است که مدیران رسانه ای از محتوای این ارتباطات و همچنین فرهنگ های دیگر برای مقابله غیر مستقیم در جهت بالا بردن آگاهی های عمومی از فرهنگ خودی و ویژگی های آن و ایجاد حساسیت مردمی در قبال آن اقدام کنند. بر این اساس مدیران رسانه ای می بایست پیوسته عوامل موثر در تحولات جهانی فرهنگ و روند آنها به خوبی بشناسند و با توجه به این روند به سیاستگزاری، برنامه ریزی و انجام فعالیت ها بپردازند.

شناخت تکنولوژی های نوین ارتباطی و رسانه ای:
از نشانه های پیشزفت انسان، سازندگی ابزار و وسایل تکامل اوست. ابزار سازی زمینه پیشرفت های بعدی انسان را فراهم می کند این رابطه متقابل انسان و ابزار در طول زمان باعث پیشرفت و توفیق او در دستیابی به معارف جدید و دنیای جدیدتر و پیشرفته تر و در نتیجه رسانه توسعه یافته تر بوده است. امروزه شناخت ابزار جدید ارتباطی و رسانه ای برای مدیران رسانه ای در جهت برقراری ارتباطات رسانه ای و توفیق در حراست و پویایی رسانه ای امری بسیار ضروری است و عدم شناخت ابزارها و چگونگی کار برد و گستره فعالیت آن ها موجب ناتوانی مدیران رسانه ای در جهت معرفی و انجام برنامه های رسانه ای در سطح جهان و در نتیجه انفعال رسانه ای خواهد گردید.
جنبه دیگر شناخت و کاربرد وسایل و ابزار جدید ارتباطی در حوزه رسانه، شناخت و کاربرد آن در سطح جامعه می باشد. مدیران رسانه ای برای ایجاد ارتباط و اجرای برنامه ها در سطح جامعه ناگزیر از شناخت این ابزارند چرا که در غیر این صورت و با توجه به قدرت و توانایی روز افزون ابزار جدید ارتباطی و رسانه ای و بهره مندی کشورهای پیشرفته از این ابزار نفوذ رسانه ای این کشورها در میان افراد جامعه امری آسان و حتمی خواهد بود. عدم به کار گیری ابزارهای جدید فرهنگ جامعه را در معرض خطر هجوم و دگرگونی نامطلوب قرار خواهد داد و این به معنای ناتوانی مدیران رسانه ای و مردم در حراست از فرهنگ جامعه محسوب می گردد بر این اساس مدیران متولی امور رسانه ای به ویژه در سطوح میانی و سرپرستی بایستی با جدیدترین ابزارها و تکنولوی ارتباط و انتقال فرهنگ آشنا باشند و آن ها را در جهت توسعه فرهنگ و مقابله با تهاجم رسانه ای بیگانگان به کار بندند. از آنجا که فرهنگ و رسانه موضوع کار مدیران رسانه ای است، دید سیستمی آنان در مسائل رسانه ای و تجزیه و تحلیل این امور کمک شایانی در درک صحیح وقایع و تصمیم گیری های واقع بینانه به آنان خواهد کرد به طور کلی سیستم اجتماعی - رسانه ای و محیط اطراف آن فقط یک مکانیسم متشکل از ماده، انرژی و اطلاعات و ارگانیسم های زنده آن نیست. نهادهای مخلوق ذهن انسان ها نیز عناصر جدید تشکیل می دهند که آن عناصر مجموعه عامل فرهنگ را پدید می آورند. بر این اساس رسانه مقوله ساده ای نیست و با جز» بینی نمی توان به آن پرداخت.

 

سیری در انواع تعاریف مدیریت رسانه :

فرایند اثربخش و کارآمد تولید ، توزیع و تکثیر /انتقال پیامهای رسانه ای در جهت پاسخگویی به نیازها و سلایق مخاطبان با اهداف سیاسی و اقتصادی (سازمانی ) باشد.

  1. به‌کارگیری بهینه منابع مادی و انسانی با استفاده از کارکردهایی چون برنامه‏ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل به منظور تحقق اهداف سازمان رسانه‏ای.
    اینویلر(1984) ، مدیریت رسانه را طراحی، هدایت و توسعة سیستم‌های رسانه‌ای می‏‌داند)
  2. پرینگل و استار نیز مدیریت رسانه را شامل وظایف برنامه‏ریزی، سازماندهی، بسیج منابع، هدایت و کنترل دانسته‌اند و مهارت‌‏های مدیر رسانه‌ای را در سه مهارت فنی، انسانی و ادراکی خلاصه می‌کنند. (Pringle & Star, 2006)

مدیریت رسانه معادل مدیریت بر رسانه است و نحوة ارتباط نظام سیاسی و دولت با رسانه‌‏ها و کنترلی که از سوی آنها بر رسانه‌‏ها اعمال می‌شود مدنظر است
یعنی بیشترین و بهترین بهره را از قدرت و نیروی رسانه‏های جمعی در جهت اهداف و مقاصد سازمان بردن
ترکیب کارکردهای برنامه‏ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل با کارکردهای اطلاع‏رسانی، آموزشی، سرگرمی و ترویجی رسانه
مدیریت رسانه، کارکردهای مدیریت با کارکردهای رسانه ادغام شده و تشکیل ماتریسی را می‏‌دهند که اصطلاحاً بدان ماتریس مدیریت رسانه اطلاق می‏‌شود (روشندل، 1385).                                                                                     اگر کارکردهای اساسی مدیریت را شامل طرح‌ریزی (برنامه‏ریزی)، سازماندهی، هدایت و کنترل بدانیم و کارکردهای اصلی رسانه‏های جمعی را کارکردهای خبری (اطلاع‏رسانی)، آموزشی، سرگرمی و ترویجی (ارشادی) در نظر بگیریم از ترکیب چهار کارکرد اساسی مدیریت با کارکردهای چهارگانه رسانه ماتریسی به دست می‏آید
مدیریت رسانه فرایندی هفت مرحله‌ای شامل سیاستگذاری، برنامه‏ریزی، تولید/ تأمین، نظارت، پخش، نظرسنجی و اثرسنجی است.
مدیریت رسانه عبارت است از به‌کارگیری نیروی اهرمی محتوا و معنی به منظور تأثیرگذاری مطلوب بر مخاطب
مدیریت رسانه، مدیریت سه مرحله‌ای پیام شامل تعیین، تولید و توزیع پیام است.
مدیریت رسانه در یک الگوی فراگیر مدیریت کلیة اجزا و عناصر محیطی اعم از داخلی و خارجی است. این موضوع در شکل 4 نشان داده شده است.
مدیریت رسانه عبارت است از فرایند به‌کارگیری بهینة کلیة امکانات مادی، انسانی، تکنولوژیکی و غیره در جهت تولید، بازتولید و توزیع پیام‌های هدفمند در چارچوب نظام ارزشی پذیرفته شده که با هدف غایی اثرگذاری مطلوب بر مخاطبان صورت می‌گیرد. (روشندل، 1385)
مدیریت رسانه عبارت است طراحی و هدایت فرآیندی کارکردهای برنامه‏ریزی، سازماندهی، هدایت ،کنترل وکنش اصلاحی با کارکردهای رسانه( رکنیان 1387)
 

 

ادامه دارد ...

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی: مدیریت ،کلمات کلیدی: رسانه ،کلمات کلیدی: نقش ،کلمات کلیدی: ارتباطات
 
مدیریت فرآیندی پیام رسانه
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

چکیده
سازمان‌های رسانه‌ای با توجه به ویژگی‌های خاص خود مستلزم مدیریت پیام در انواع و اشکال متفاوت‌اند. از این‌رو «مدیریت پیام» به عنوان حوزة مطالعه و تحقیق کاملا جدید پا به عرصه حوزه تفکر اهل دانش رسانه و علوم ار تباطات  گذاشته است. این مقاله برآن است تا با طرح مقوله مدیریت پیام در رادیو و تلویزیون رسانه ملی به بررسی چیستی موضوع بپردازد و ابعاد آن را در حوزه مبانی و مفاهیم علمی ارتباطی  روشن نماید. ضرورت این امر از آنجا ناشی می‏‌شود که به‌رغم گذشت چندین سال ازتدوین و اجرا افق رسانه ملی ، تصویر و فهم مشترک سیستمی و فرایند گرا بر مدیریت پیام و مدیریت فرایند ان دررسانه ملی  به عنوان یک جریان عملیاتی محوری صدا وسیما هنوز وجود ندارد ویا بسیار کم رنگ است وهمچنین  اختلاف نظر بر سر نوع و چگونگی عملکرد سیستمی آن بسیار است. به این منظور در این مقاله سعی می‌شود ضمن طرح دیدگاه‌‏های مختلف، تعریفی نسبتاً جامع و مشخص از این مفهوم به همراه ارائه چند مدل مربوط به  چرخه مدیریت پیام  ارائه گردد.


کلمات کلیدی: رسانه ،کلمات کلیدی: پیام ،کلمات کلیدی: حروف لول ،کلمات کلیدی: صدا و سیما
 
خلاقیت و نوآوری / قسمت نخست
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

چکیده :

 خلاقیت ونوآوری  

این مقاله به تشریح مفاهیم و مبانی خلاقیت و نوآوری می‌پردازد. تعاریف مختلفی از خلاقیت ارائه می‌شوند و از دیدگاه روانشناسی و سازمانی مورد بررسی قرار می گیرند. سپس موضوع نوآوری و ارتباط آن با خلاقیت شرح داده می‌شود. ارتباط خلاقیت و نوآوری، تأثیر ساختار بر نوآوری، تأثیر فرهنگ سازمانی بر نوآوری، تأثیر متغیرهای منابع انسانی بر نوآوری از دیگر مباحث این بخش هستند. ویژگی‌های افراد خلاق، فرصت‌های خلاقیت، نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری از جنبه فردی و سازمانی، ویژگی‌های سازمان‌های خلاق، مدیریت خلاقیت، تکنیک‌های توسعه خلاقیت گروهی شامل طوفان فکری، شش کلاه تفکر، گردش تخیلی، تفکر موازی و ارتباط اجباری  از دیگر مطالب این مقاله هستند .

  مقدمه 

پیام نوروزى رهبر انقلاب به مناسبت تحویل سال
تاریخ:۱/۱/ ۱۳۸۷ "من برای این سال دو چیز را انتظار می‌برم: یکی این‌که در همه‌ی بخشهایی که گفتیم باید نوآوری بوجود بیاید؛ مسئولان دولتی در روشهای اقتصادی، در روشهای سیاسی و دیپلماسی، در پیشبرد کشور به سمت علم و تحقیق، در گسترش فرهنگ مطلوب در میان کشور، در ارائه‌ی خدمات به همه‌ی قشرها بخصوص قشرهای محروم و مظلوم، در آبادانی کشور، آحاد مردم در دانشگاهها، در بنگاههای اقتصادی، در دستگاههای گوناگون اجتماعی و خدماتی، هر کدامی نیاز دارند در کار خود و در عرصه‌ی فعالیت خود نوآوری کنند؛ این نقطه‌ی اولی است که مورد انتظار ماست. در این سال باید نوآوری فضای کشور را فرا بگیرد و همه خود را موظف بدانند که کارهای نو و ابتکاری را ـ در سایه‌ی مدیریت صحیح و تدبیر درست ـ در فعالیت کشور وارد کنند. انتظار دوم این است که فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام گرفته است، کارهایی که دولت کرده است، سرمایه‌گذاری‌های بزرگی که مسئولان گوناگون و آحاد مردم در بخشهای مختلف ـ چه سرمایه‌گذاری مادی، چه سرمایه‌گذاری معنوی ـ انجام داده‌اند، اینها به شکوفایی برسد و مردم نتایج آن را در زندگی خود حس کنند. برخی از کارها امروز آغاز می‌شود، لکن بزودی نتیجه‌ی خود را نشان نمی‌دهد؛ کارهایی که در سالهای اخیر انجام گرفته است و همچنین بسیاری از کارهایی که در طول سالهای گذشته انجام گرفته است، باید نتایج خود را بتدریج به مردم نشان بدهد و کام مردم را شیرین کند؛ باید آنچه را که کاشته‌ایم، شکوفا بشود و به مردم ثمر بدهد. لذا من امسال را «سال نوآوری و شکوفایی» می‌نامم و انتظار دارم که ان‌شاءالله هم در زمینه‌ی نوآوری و هم در زمینه‌ی شکوفایی، ملت ما شاهد نتایج شیرینی باشند و سال را ان‌شاءالله به بهترین وجهی، با عزت، با موفقیت، با کامیابی و شادابی و با توان بیشتر به پایان ببرند.    

  از خداوند متعال توفیق آحاد مردم عزیزمان و توفیق مسئولین محترم کشور را مسئلت می‌کنم و امیدوارم دعای حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) شامل همه‌ی مردم باشد و روح مطهر امام بزرگوارمان ـ که گشاینده‌ی این راه و آغازکننده‌ی این فصل جدید زندگی ملت ایران بودند ـ با اولیاء پروردگار محشور گردد.   والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته"

رهبر معظم انقلاب بروشنی نوآوری و شکوفایی را بعنوان یک وظیفه عمومی و اجتماعی در سال 87 برهمه مسئولین واحاد جامعه تاکید کردند. این تاکید نشانگر تشخیص داهیانه ای است که ناشی از تسلط مدبرانه درحوزه اطلاعات و وضعیت کنونی کشوردرفرایند توسعه ملی در عرصه جهانی دارد جهانی که با پیشرفت روز افزون دانش و تکنولوژی و جریان گسترده اطلاعات به پیش می رود و امروزه جامعه ما نیازمند آموزش مهارت‌هایی است که با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم وفناوری به پیش برود. هدف باید پرورش انسان‌هایی باشد که بتوانند با تفکری خلاق با مشکلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند. به گونه‌ای که انسان‌ها بتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و با بهره گیری از دانش جمعی و تولید افکار نو مشکلات را از میان بردارند. امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند. رشد فزاینده اطلاعات، سبب شده است که هر انسانی از تجربه و علم ودانشی برخوردارباشد که دیگری فرصت کسب آنها را نداشته باشد، لذا به جریان انداختن اطلاعات حاوی علم و دانش و تجربه در بین انسان‌ها یکی از رموز موفقیت در دنیای امروز است.هیچ کس قادر نیست به میزان اطلاعات واقعی هر کس که در گوشه ذهن او نهفته است پی ببرد. این اطلاعات زمانی به حرکت در می‌آید که انگیزه‌ای قوی سبب رها شدن آن به بیرون ذهن می‌شود. در این مرحله انسان‌ها به سرنوشت یکدیگر حساسند و در جهت رشد یکدیگر می‌کوشند و در نهایت سبب می‌شود جریانی ازعلم و دانش و تجربیات میان آنها جاری شود که همین امر زمینه‌ساز نوآوری و خلاقیت خواهد بود.یکی از عوامل مؤثر در بروزخلاقیت در یک جامعه، زمینه‌سازی و بسترسازی در بین انسان‌ها جهت ایجاد فرهنگی است که در آن همگان درتلاش برای رشد دادن دیگری هستند و با تأثیر بر روی یکدیگر به پیشرفت جامعه کمک می‌کنند.سازمان صدا وسیما بعنوان رسانه ملی نقش اساسی و مهمی در تعمیق و توسعه فرهنگ نواوری و خلاقیت دارد و در حوزه مدیریت پیام وظیفه سنگینی را بدوش می کشد .یکی از شرایط لازم برای پدیدار شدن افکار نو، وجود آرامش برای مغز است. به همین خاطر لازم است مدیریت پیام رسانه ملی بکوشد  با فرهنگ سازی رسانه ای خود در جامعه شرایطی پدید آورد که در بستر آن مغزها بیندیشند. تکامل یابند و سبب ساز افکار نو شده تا شرایط برای سازندگی در جامعه مهیا شود. با افزایش سپرده‌گذاری‌های اخلاقی می‌توان شرایط را برای شکل گیری یک محیط آرام بخش در جامعه فراهم کرد. کاهش سپرده‌گذاری‌های اخلاقی در جامعه سبب می‌شود که زمینه برای گسسته شدن روابط اجتماعی گسترش یابد و با سست شدن پیوندهای اجتماعی، شرایط لازم برای بروز خلاقیت در جامعه سخت تر می‌شود. زیرا فرصتی برای تفکر کردن وجود نخواهد داشت.  

                                                           مجتبی رکنیان

                                                                                      دهم فروردین 1387  


 
شماره یک
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
آزمایش سیستم
کلمات کلیدی: حروف لول ،کلمات کلیدی: حروف دوم